تبليغاتX
نوشته طنز

 نوشته طنز

 این همه نیش و نمک کز سخنم می ریزد ...... مزد زجری است کزآن نان و کبابم دادند

   

بیوگرافی من

 
   
من : علی

15 سالمه

قد : 178

شوخ ترین فرد مدرسه

تخصص : مگس کشی

حزب : سوسول گرا

جناح : وطنز پرست

غذا : ماکارونی

رنگ : نیلی

تیم : پرسپولیس

یه داداشی دارم

0 آبجی

خوزستانی

خیلی با مرام

خلاصه : آخرشم..

این وبلاگ هیچ جنبه سیاسی اقتصادی اجتماعی اشتباهی اعتیادی افتخاری و... ندارد.




استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد.

 
     
   

بی مصرف ها

 
   صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
 
     
   

تا حالا چند نفر اومدن

 
    نفر الان اینجان:
نفر تا حالا اومدن:
 
     
   

علی خوشگله

 
    من خودمم  
     
   

بلاگفای عزیز

 
   

  RSS 

 

 

Powered By

 

 

BLOGFA.COM

 

 

 

 

 
     
 

 

 

 

   

 کی بهتر درس میخونه؟؟

  جمعه 1386/07/20ساعت 1:58

 
   

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

 

صد شکر که این آمد و صد حیف آن رفت

 

 

 

دخترها:                

 بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.


:
  و اما پسر ها

 

 يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگی!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 + میدونی کی نوشته ؟ علی |